العلامة المجلسي
134
حياة القلوب ( فارسي )
در تمام دنيا تا به حرم رسيد وديد كه ملائكة أطراف حرم را فرو گرفتهاند ، چون خواست كه داخل شود ملائكة بر أو بأنك زدند وأو برگشت وكوچك شد مانند گنجشكى واز جانب كوه « حرا » داخل شد ، جبرئيل عليه السّلام گفت : برگرد اى ملعون . گفت : اى جبرئيل ! يك حرف از تو سؤال مىكنم ، بگو امشب چه واقع شده است در زمين ؟ جبرئيل عليه السّلام گفت : محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه بهترين پيغمبران است امشب متولد شده است . پرسيد كه : آيا مرا در أو بهرهاى هست ؟ گفت : نه . پرسيد : آيا در امّت أو بهرهاى دارم ؟ گفت : بلى . إبليس گفت : راضى شدم « 1 » . ودر حديث ديگر روايت كرده است كه آمنه گفت : چون حامله شدم به رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم هيچ اثر حمل در خود نيافتم وآن حالات كه زنان را در حمل عارض مىشود مرا عارض نشد ودر خواب ديدم شخصي نزد من آمد وگفت : حامله شدى به بهترين مردمان ، چون وقت ولادت شد به آسانى متولد شد كه آزارى به من نرسيد ودستهاى خود را پيشتر بر زمين مىگذاشت وفرود آمد ، پس هاتفى مرا ندا كرد كه : گذاشتى بهترين بشر را پس أو را پناه ده به خداوند يگانهء صمد از شرّ هر ظالم وصاحب حسد « 2 » . به روايت ديگر گفت كه : چون أو را بر زمين گذارى بگو : « أعيذه بالواحد من شرّ كلّ حاسد وكلّ خلق مارد يأخذ بالمراصد في طرق الموارد من قائم وقاعد » « 3 » ، پس آن حضرت در روزى آن قدر نمو مىكرد كه ديگران در هفته آن قدر نمو مىكردند ، ودر هفتهاى آن قدر نمو مىكرد كه ديگران در ما هي آن قدر نمو كنند « 4 » . وأيضا روايت كرده است از ليث بن سعد كه گفت : من نزد معاوية بودم وكعب الأحبار
--> ( 1 ) . امالى شيخ صدوق 235 ؛ روضة الواعظين 65 . ( 2 ) . كمال الدين وتمام النعمة 196 . ( 3 ) . خرايج 1 / 70 . ( 4 ) . كمال الدين وتمام النعمة 197 .